حفظ برتر قران

بنام خدا در این وبلاگ سعی می شود برای حفظ آیات قران کریم از ظریق معانی الفاظ عربی به فارسی وبیان مختصر علت اعراب کلمه انگیزه بیشتری برای حفظ بوجود آید وحافظ لذت بیشتری ازحفظ ببرد

ترجمه وترکیب سوره حجرات(درس بنجم)

مقدمه درس پنجم

بنام خدا:در مقدمه درسهای قبل مطالبی در جهت حفظ آیات قران کریم بیان شد البته بیان مطالب فوق به این مفهوم نیست که شیوه هائی که اساتید حفظ قران یا حافظان قران بیان داشته اند به آنها توجه نشود از قبیل همیشه با وضو بودن خصوصا در زمان قرائت وحقظ ،داشتن نظم در حفظ وحفظ کردن در وقت وزمان مناسب که بتوان تمرکز بهتری داشت ونیز تمرین ،تکرار ومرور آیات به حدی که ملکه ذهن گردد وهمچنین مباحثه  یا بیان محفوظات برای دیگری  که البته در صورتی که بخواهیم بیشتر به صورت انفرادی حفظ کنیم با خواندن وضبط محفوظات از طریق ضبط صوت ویا تلفن همراه می توان محفوظات را مرور و اشکالات حفظ خود را برطرف کنیم وهمچنین قرار دادن رمز برای آیات شبیه به هم به سلیقه خود ونیز گوش دادن آیات مورد حفط با قرائت های مجلسی وتحقیق وترتیل می تواند کمک موثری در تثبیت آیات حفظ شده بنماید ودرنهایت اگر یک آیه را حفظ کرد یم شاکر خداوند باشیم که به ما این توفیق را عطا کرده است و خیلی عجله برای اینکه آیات بیشتری را حفظ کنیم نداشته باشیم سعی کنیم آیه ای را که بامعنی کلمه های آن حفظ کردیم درصورتی که فرصت داردیم به تفاسیر آن نیز مراجعه کنیم تا بهتر معنای آیات را درک کنیم وپس از درک آیات عمل به آن را در خود پیاده کنیم که غرض نهائی از نزول آیات تربیت انسانها برای رسیدن به کمال انسانی است حضرت آیه الله ضیا آبادی که خدا ایشانرا برای مردم ایران وخصوصا منطقه یک تهران سالم وتندرست نگاه دارد  ایشان درسخنرانی بسیار جالبی در تاریخ 28/1/90در مسجد سجاد  واقع در خیابان دربند خیابان احمدی زمانی بیان داشتند امروز قران مهجور است البته قران خوان و قران دان زیاد است اما افراد قرانی کم است  ومنظور از قرانی عمل به قران وتربیت شدن به آن است ایشان مثال جالبی ازطبیب زدند وفرمودند انسانی که مریض است به طبیب مراجعه می کند وطبیب برای بیماری اونسخه ای می نویسد مریض به جای اینکه نسخه را از داروخانه تهیه واستفاده کند نسخه راخیلی می خواند به لحن زیبا هم می خواند وحتی می داند این دارو چه تاثیری در بهبود او دارد اما از دارو برای معالجه استفاده نمی کند آیا این خوب خواندن وخوب دانستن آن بیماری او را درمان می کند؟ قران هم که طبیب دردهای انسان است همینطوراست اگر خوب قران را تلاوت وخوب معنی وتفسیر آنرا بدانیم اما به آن عمل نکنیم با اینکه با قران هستیم اما همچنان قران در مهجوریت است البته معنای فرمایش این بزگوار این نیست که به قرائت قران وزیبا تلاوت کردن آن بی توجه باشیم یا اینکه کسب علم برای بیشتر آموختن قران نداشته باشیم بلکه ایشان بارها در سخنرانی های خود بیان داشته اند که اینها مقدمه خوبی است اما نباید هدف همین خوب خواندن ویا خوب دانستن باشد در مقدمه نباید توقف کرد اینها مقدمه است وهدف تربیت وکمال انسان است خداوند بر توفیقات این عالم ربانی بیفزاید اگر خداوند به این بنده ناقابل خود توفیق در ادامه کار را بدهد انشاءالله این هدف منظور باشد.

 

درس پنجم ترجمه وترکیب سوره حجرات

ترجمه آیه1

بسم الله الرحمان الرحیم= بنام خداوند بخشنده مهربان

یا اَیُّهَاالذینَ امَنُوا لاتُقَدمُوا بَینَ یَدَیِ اللهِ ورَسُولِه وَ اتَقُوااللهَ اِنَّ اللهَ سَمیعٌ عَلیمٌ

یا=ای

ایها الذین=کسانی که

امنوا=ایمان آوردید

لا تقدموا= پیشی نگیرید

بین یدی الله=پیش روی خدا

ورسوله=وفرستاده اش

واتقوا الله=پرواکنید،بترسید

ان الله=همان،بدرستی خدا

سمیع=شنوا

علیم=دانا

است

ترکیب آیه1

یا= حرف ندا

ای= منادا

ها= حرف تنبیه

ایها= منادا

الذین=عطف بیان(عطف بیان تابعی است که متبوع خود را توضیح می دهد)

امنوا= فعل و(و)فاعل جمع مذکر ماضی

لا= حرف جزم(حرف جزم برسر فعل مضارع می آید وضمه در آخر فعل مضارع را ساکن وموجب حذف نون در صیغه هائی که به نون ختم می شوند به استثناء نون در فعل جمع مونث غایب وجمع مونث مخاطب می گردد.وفعل نهی به این صورت ساخته می شود که معنی نهی بازداشتن از کسی ازانجام کاری است صرف فعل نهی از مصدرمزید تقدم عبارت است

لا یُقَدِّم-لا یُقَدِّما- لا یُقَدِّمُوا----لاتقدم- لاتقدما-لایُقَدّمنَ

لاتقدم-لا تقدما- لا تُقَدِّمُوا----لا تقدمینَ -لاتقدما-لاتقدمنَ

لااُقدم—لانُقدم

لاتقدموا=فعل وفاعل آن(و)جمع مذکر مخاطب فعل مضارع ازمصدر تفعیل

بین= مفعول فیه

یدی= مضاف الیه

الله=مضاف الیه

و=حرف عطف

رسول=معطوف

ه= مضاف الیه

و=حرف عطف

واتقوا= فعل وفاعل( فاعل آن واو)جمع مذکر امرحاضر یا مخاطب

طرز ساختن فعل امر

فعل امر نیز چهارده صیغه دارد که شش صیغه آن امر غایب وشش صیغه امر حاضر ودوصیغه امر متکلم میباشد

درصیغه های امرغایب وامر متکلم حرکت ضمه به سکون یاجزم تبدیل می شودودرصیغه های تثنیه وجمع مذکر نون از آخر فعل مضارع حذف می گردد برای ساختن امر حاضر حرف (ت)ازاول شش صیغه حذف می کنیم اگر حرف بعد از(ت)ساکن باشد یک همزه به جای حرف(ت) می گذاریم اعراب همزه بستگی به عین الفعل یا یک حرف مانده به آخر فعل مضارع دارد اگرفتحه یاکسره باشد حرکت همزه کسره می شود واگر ضمه باشد حرکت همزه ضمه می گردد اعراب آخرین حرف مضارع همانند اعراب امر غایب ومتکلم می باشد به همزه ای که برای امر حاضر می آوریم همزه وصل می گویند اگر بعد ازحذف(ت)حرف بعد متحرک باشد دیگر نیازی به همزه نیست0

دستور به انجام کاری یادرخواست به انجام کاری از دیگری امر ودرمورد خداوند دعا نامیده می شود اگر امر ازشخص یااشخاص غایب یامتکلم باشد امرغایب یاامرمتکلم واگرازشخص یا اشخاص حاضرباشد امر متکلم نامیده می شود عکس امر نهی نامیده می شود یعنی از دیگری بخواهیم یا درخواست کنیم کاری را انجام ندهد.

صرف فعل امر ونهی ازمصدرذهب

لِیَذهَب=باید برود---لایَذهَب=بایدنروند

لِیَذهَبا=باید بروند---لایذهبا=بایدنروند

لِیَذهَبُوا=باید بروند---لایذهبوا=بایدنروند

لِتَذهَب= باید برود---لاتذهب=باید نرود

لِتَذهَبا=باید بروند---لاتذهبا=باید نروند

لِیَذهَبنَ=باید بروند---لایذهبن=باید نروند

 

اِذهَب=برو---لاتَذهَب=نرو

اِذهَبا=بروید---لاتذهبا=نروید

اِذهَبُوا=بروند---لاتذهبوا=نروید

 

اِذهَبی=برو---لاتذهبی=نرو

اِذهَبا=بروید---لاتذهبا=نروید

اِذهَبنَ=بروید---لاتذهبنَ=نروید

 

لِاَذهَب=باید نروم---لااذهب=بایدنروم

لِنَذهَب=باید نرویم---لانذهب=بایدنرویم

 اِنَّ=از حروف مُشّبههٌ بِالفِعل ،حروف مشبهه به فعل حروفی هستند که بر جمله اسمیه وارد می شوند وحالت نصب به مبتدا که در این صورت اسم انّ گفته می شود ،داده وحالت رفع به خبر می دهند که دربیت زیرتعداد آن آمده است

اِنَّ و-اَنّ -کَاَنّ –لَیتَ-لکِنّ-لَعّلَ---------ناصب اسمند ورافع درخبر

سمیع=اسم، اِنّ

علیم=خبر،اِنّ

یک نکته تفسیری در تفسیر المیزان منظوراز عبارت بین یدی را جلوهرچیزبیان کرده ومنظور آیه این است که درحکم کردن سبقت بر خدا ورسول نگیرید ونیز گفته شده که درهیچیک از امور دنیا وآخرت در گفتار واعمال برخدا ورسول پیش نیفتید

عزیزان برای حفظ آیه مذکور ابتدا به ذهن بسپارند که آیه با خطاب به مومنین شروع ودر بردارنده یک نهی ویک امر است.

 

 

  
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠
تگ ها :