حفظ بهتر قرآن

بنام خدا در این وبلاگ سعی می شود برای حفظ آیات قران کریم از ظریق معانی الفاظ عربی به فارسی وبیان مختصر علت اعراب کلمه انگیزه بیشتری برای حفظ بوجود آید وحافظ لذت بیشتری ازحفظ ببرد

ترجمه وترکیب سوره توحید(درس چهارم)

مقدمه درس چهارم

 بنام خدا:یکی از مواردی که در حفظ آیات قران از نظر نگارنده می تواند در تثبیت آیات موثر باشد حفظ هر سوره با شماره آیات می باشد البته اگر علاوه بر حفظ هر سوره با شماره آیه شماره صفحه وشماره اولین آیه صفحه نیز به ذ هن سپرده شود بهتر است ودر این حفظ بهتراست ازقران باخط عثمان طه که شروع صفحه با اول آیه وخاتمه صفحه هم با آخرآیه است استفاده کرد مثلا صفحه 3 سوره بقره با آیه 6شروع می شود وسوره حجرات از وسط صفحه 515اگر قبل از اینکه حفظ آیات را شروع کنیم 604 صفحه قران با خط عثمان طه رابه ترتیب حفظ کنیم در یادگیری آیات با شماره ها موثرتر در تثبیت می باشد مثلا صفحه 1سوره فاتحه و صفحه2تا صفحه49 سوره بقره، صفحه50تا 76 سوره آل عمران ،ونصف صفحه 515 وصفحه516 سوره حجرات وصفحه604 سوره توحید ،فلق وناس انشاءالله این روش در حفظ وتثبیت  با رعایت سایر شرایط دیگر موثر می باشد.

درس چهار

بسم الله الرحمن الرحیم

قل= بگو

هو= او

الله=خدا

یگانه

است= لفظی عربی ندارد ودر ترجمه جمله مبتدا

وخبر عربی به فارسی اضافه می شود

الله الصمد= خدا بی نیاز است

لم یلد=نه زاده است(فرزندی ندارد)

ولم یولد= ونه زائیده شده(فرزند کسی نیست)

ولم یکن=ونمی باشد

ل= برای

ه =او

له= برای

کفوا= همتایی

احد= دیگر

ترکیب سوره

قل= فعل وفاعل (فعل مفرد مذکر مخاطب)فاعل ضمیر مستتر انت

 هو=مبتدا(ضمیر منفصل مرفوع)

ضمایر منفصل مرفوعی

ضمایر جمع مکسر ضمیر است وضمیر کلمه ای که جای اسم  می نشیند و از تکرار آن جلوگیری می کند ضمایر منفصل مرفوعی جای مبتدا قرار می گیرد واز آنجا که مبتدا مرفوع می باشد به آن ضمیر منفصل مرفوعی می گویند ودر فارسی چون نقش فاعل ونهاد را بعهده می گیرد به آن ضمیر منفصل فاعلی می گویند که صرف فارسی آن 6 صیغه دارد که عبارتند از من- تو -او----ما -شما -ایشان که ترجمه این6 صیغه در عربی بلحاظ داشتن صیغه مشخص برای مذ کر ومونث وتثنیه غایب ومخاطب چهارده صیغه می شود که عبارتند از

هُوَ=او(مفرد مذکر غایب)

هُما=آن دونفر (تثنیه مذکر غایب)

هُم=ایشان(جمع مذکر غایب)

 

هِیَ=او(مفرد مونث غایب)

هُما=(تثنیه مونث غایب)

هُنّ=(جمع مونث غایب)

 

اَنتَ=تو(مفرد مذکر مخاطب)

اَنتُما=شما دونفر(تثنیه مذکر مخاطب)

اَنتُم=شما(جمع مذکرمخاطب)

 

 

 

اَنتِ=تو(مفرد مونث مخاطب)

اَنتُما= شما دونفر(تثنیه مونث مخاطب)

اَنتُنَّ=شما(جمع مونث مخاطب)

 

اَ نَا=من(متکلم وحده)

نَحنُ=ما(متکلم مع الغیریا جمع)

لازم به ذکر است که تشخیص مذکر ومونث در صیغه های تثنیه از مرجع ضمیر مشخص می شود ودر متکلم از رویت یا کلام او شایان ذکر است که ضمایر منفصل منصوبی نیز جهارده صیغه می باشد که با اضافه کردن کلمه ایا با یاء مشدد به اول ضمایر متصل به هر سه قسم کلمه ساخته می شود ونقش مفعول را در جمله دارند ودر فارسی به آخر همین معانی منفصل ضمایر(را )اضافه می شود

 ضمایر منفصل منصوبی که صرف چهارده صیغه آن عبارت است از

اِیّاهُ=اورا

اِیّاهُما=آن دو را

اِیّاهُم=ایشانرا یا آنهارا

 

 

 

اِیّاها=اورا

اِیّاهُما=آن دورا

اِیّاهُنّ= آنهارا

 

 

اِیّاکَ= تورا

اِیّاکُما=شما دونفررا

اِیّاکُم=شما را

 

اِیّاکِ=تورا

اِیّاکُما=شما دونفررا

اِیّاکُنّ-شمارا

 

اِیّایّ= مرا

اِیّانا=مارا

ادامه ترکیب

 الله= بدل

الاحد=خبرمبتدا

الله= مبتدا

الصمد=خبر

لم یلد=فغل وفاعل( فاعل ضمیرمستترهو)فعل لم یلد فعل جحد لم ازحروف جازم است وهر گاه بر سر فعل مضارع حرف لم در آید به آن جحد گویند وجحد به معنای انکارکردن است یعنی انجام فعل را منکر شدن که معنی مضارع را به ماضی منفی تبدیل مکند مانند لم یذهب =نرفته است لم از علامات جزم می باشد وجزم اختصاص به فعل دارد که در فعلهای مفرد اعم از مذ کر ومونث ومتکلم وحده ومتکلم مع الغیر علامت آن سکون است ودرفعلهای تثنیه وجمع مذکرعلامت آن  حذف نون است ودر حمع مونث علامت جزم در تقدیر است علامت جزم در عربی چهار حرف است که در این شعر آمده است

لم ولما لام امر لا نهی          چهار حرف جازمند مر فعل را

فعل کلمه مستقلی است که انجام دادن کاریا روی دادن حالتی را در زمان گذشته ،حال ،ویا آینده نشان می می دهدکه فاعل آن ممکن است معلوم باشد وممکن است مجهول باشد که اگر فاعل آن معلوم باشد به آن فعل معلوم واگر فاعل آن مجهول باشد به آن فعل مجهول  گفته می شود که اگر نفس فعل یا ساختار فعل به مفعول نیاز داشته باشد به آن فعل متعددی هم گفته می شود واگر به مفعول نیاز نداشته باشد به آن فعل لازم هم گفته می شود افعال مجهول را از افعال متعددی می سازند

مفعول اسمی است که فعل فاعل برآن انجام می پذیرد وفعل مجهول فعلی است که از فاعل سر زده وبه مفعول رسیده اما فاعل آن نامعلوم است در عربی و فارسی فعل از مصدر ساخته می شود تعریف مصدر هم تعریف فعل است بدون زمان در عربی مصدر اوزانی دارد ودر فارسی علامت آن دن-وتن به اول شخص فعل گذشته است که انجام کار یا روی دادن حالتی را برساند رفتن ،آمدن ،خوردن ،بردن ، ازرفتن و آمدن فعل لازم ساخته می شود زیرا فعل با فاعل معنی آن کامل می شود مثلا علی آمد یا می آید یا رفت یا می رود کسی که این جمله را می شنود دیگر منتظر کلام دیگری نیست اما در فعل علی خورد وعلی برد در این فعلها شنوده منتظر است  که ببیند علی چه را خورده آن چیزی که علی خورده ویا آن شخص یا آن چیزی که علی برده است مفعول جمله است مثلا علی میوه را خورد در این جمله علی فاعل میوه را مفعول وخورد فعل جمله است که اگر بخواهیم این جمله را مجهول کنیم می گوئیم میوه خورده شد که چون در این جمله مفعول جمله جای فاعل که علی است نشسته به آن نائب فاعل می گویند در فارسی صرف فعل یعنی تغییر شکل دادن آن بر اساس فاعل های آن است اعم از ماضی که منظور ازآن انجام فعل در زمان گذشته ومنظور از مضارع انجام فعل در زمان حال وآینده است از مصدر رفتن صرف فعل ماضی ومضارع به شرح ذیل است

 زمان گذشته(ماضی)

رفتم رفتی رفت رفتیم رفتید رفتند

زمان حال وآینده(مضارع)

می روم- می روی- می رود-می رویم- می روید- می روند

 

 

در صرف عربی چون در فعلهای غایب ومخاطب برای فعلها مذکر ومونث در مفرد وتثنیه وجمع دارد صرف عربی آن اعم از ماضی ومضارع چهارده صیغه می شود که حفظ آن به شکل زیر برای تمام فعلها به عنوان یگ قالب توصیه موکد می شود

 

 

فعل ماضی از مصدر ذهب

ذَهَبَ =رفت (مفرد مذکر غایب)

ذَهَبا= رفتند( تثنیه مذکر غایب)

ذَهَبُوا= رفتند(جمع مذکر غایب)

 

ذَهَبَت=رفت(مفرد مونث غایب)

ذَهَبَتا= رفتند آن دوزن(تثنیه مونث غایب)

ذَهَبنَ=رفتند(جمع مونث غایب)

 

ذَهَبتَ=رفتی(مفرد مذکر مخاطب)

ذَهَبتُما=رفتید(تثنیه مذکر مخاطب)

ذَهَبتُم=رفتید(حمع مذکر مخاطب)

 

 

ذَهَبتِ= رفتی(مفردمونث مخاطب)

ذَهَبتُما=رفتید(تثنیه مونث مخاطب)

ذَهَبتُنّ=رفتید(جمع مونث مخاطب)

 

 

ذَهَبتُ=رفتم(متکلم وحده)

ذَهَبنا=رفتیم(متکلم مع الغیر)

 

صرف فعل مضارع ازمصدر ذهب

یَذهَبُ=می رود(مفرد مذکر غایب)

یَذهَبانِ =می روند

یَذهَبُونَ=می روند

 

تَذهَبُ=می رود(مفردمونث غایب)

تَذهَبانِ= می روند

یَذهَبنَ=می روند

 

 

تَذهَبُ=می روی(مفرد مذکر مخاطب)

تَذهَبانِ=می روید

تَذهَبُونَ=می روید

 

تَذهَبینَ=می روی(مفرد مونث مخاطب)

تَذهَبانِ=می روید

تَذهَبنَ=می روید

 

اَذهَبُ=می روم(متکلم وحده)

نَذهَبُ=می رویم

تاکنون ضمایر منفصل مرفوعی ومنصوبی وضمایر متصل به هرسه قسم کلمه گفته شد وفقط ضمایر متصل فاعلی بیان نشده که این ضمایر به بعضی از صیغه های فعل ماضی ومضارع وامرمتصل می شود وفاعل فعل میباشد که درفعل ماضی

درتثنیه غایب ذهبا وذهبتا  فاعل(ا)

در جمع مذکرغایب ذهبوافاعل(و)

درجمع مونث غایب فاعل(ن)

در شش صیغه مخاطب ودو صیغه متکلم به ترتیب

تَ-تُما -تُم ---تِ -تُما -تُنّ --تُ -نا فاعل می باشندکه به انتهاء فعل ذهب متصل می گردد که صرف آن ذکر شد ودر فعل مضارع صیغه های غایب همان علامتهای فعل ماضی فاعل می باشند ودر تثنیه وجمع مذکروجمع مونث مخاطب نیز همان علامتهای فعل غایب بعلاوه (ی) درمفرد مونث مخاطب فاعل می باشند در مفرد مذکرومونث غایب فعل  اگر فاعل فعل ماضی ومضارع  اسم ظاهر نباشد ضمیر منفصل مستترهو برای مذکر وهی برای مونث میباشد از این جهت که فاعل آنها می تواند اسم ظاهر باشد استتار ضمیر را استتار جایزمی دانند اما در فعل مضارع مفرد مذکر مخاطب ضمیر(انت) ودرمتکلم وحده ضمیر(انا) ودرمتکلم مع الغیرضمیر(نحن) که چون نمی تواند اسم ظاهر باشد استتار ضمیر رااستتار واجب می دانند

لم یولد=فعل ونائب فاعل( فعل مجهول)نائب فاعل ضمیرمستتر هو

و=حرف عطف

لم یکن=فعل جحد وناقصه) افعال ناقصه نیازمند به اسم وخبرند که اسم آنها مرفوع وخبر آنها منصوب می باشند

له= جارومجرور

کفوا=خبرمقدم فعل ناقصه لم یکن

احد=اسم موخرفغل لم یکن

از مباحثی که نیازمند توضیح در ساختار بود فعل امر بود که به علت طولانی شدن مباحث درس چهارم به درس بعد واگذار می شود.

پایان درس چهارم

  
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٢
تگ ها :