حفظ بهتر قرآن

بنام خدا در این وبلاگ سعی می شود برای حفظ آیات قران کریم از ظریق معانی الفاظ عربی به فارسی وبیان مختصر علت اعراب کلمه انگیزه بیشتری برای حفظ بوجود آید وحافظ لذت بیشتری ازحفظ ببرد

ترجمه وترکیب سوره حجرات(درس بنجم)

مقدمه درس پنجم

بنام خدا:در مقدمه درسهای قبل مطالبی در جهت حفظ آیات قران کریم بیان شد البته بیان مطالب فوق به این مفهوم نیست که شیوه هائی که اساتید حفظ قران یا حافظان قران بیان داشته اند به آنها توجه نشود از قبیل همیشه با وضو بودن خصوصا در زمان قرائت وحقظ ،داشتن نظم در حفظ وحفظ کردن در وقت وزمان مناسب که بتوان تمرکز بهتری داشت ونیز تمرین ،تکرار ومرور آیات به حدی که ملکه ذهن گردد وهمچنین مباحثه  یا بیان محفوظات برای دیگری  که البته در صورتی که بخواهیم بیشتر به صورت انفرادی حفظ کنیم با خواندن وضبط محفوظات از طریق ضبط صوت ویا تلفن همراه می توان محفوظات را مرور و اشکالات حفظ خود را برطرف کنیم وهمچنین قرار دادن رمز برای آیات شبیه به هم به سلیقه خود ونیز گوش دادن آیات مورد حفط با قرائت های مجلسی وتحقیق وترتیل می تواند کمک موثری در تثبیت آیات حفظ شده بنماید ودرنهایت اگر یک آیه را حفظ کرد یم شاکر خداوند باشیم که به ما این توفیق را عطا کرده است و خیلی عجله برای اینکه آیات بیشتری را حفظ کنیم نداشته باشیم سعی کنیم آیه ای را که بامعنی کلمه های آن حفظ کردیم درصورتی که فرصت داردیم به تفاسیر آن نیز مراجعه کنیم تا بهتر معنای آیات را درک کنیم وپس از درک آیات عمل به آن را در خود پیاده کنیم که غرض نهائی از نزول آیات تربیت انسانها برای رسیدن به کمال انسانی است حضرت آیه الله ضیا آبادی که خدا ایشانرا برای مردم ایران وخصوصا منطقه یک تهران سالم وتندرست نگاه دارد  ایشان درسخنرانی بسیار جالبی در تاریخ 28/1/90در مسجد سجاد  واقع در خیابان دربند خیابان احمدی زمانی بیان داشتند امروز قران مهجور است البته قران خوان و قران دان زیاد است اما افراد قرانی کم است  ومنظور از قرانی عمل به قران وتربیت شدن به آن است ایشان مثال جالبی ازطبیب زدند وفرمودند انسانی که مریض است به طبیب مراجعه می کند وطبیب برای بیماری اونسخه ای می نویسد مریض به جای اینکه نسخه را از داروخانه تهیه واستفاده کند نسخه راخیلی می خواند به لحن زیبا هم می خواند وحتی می داند این دارو چه تاثیری در بهبود او دارد اما از دارو برای معالجه استفاده نمی کند آیا این خوب خواندن وخوب دانستن آن بیماری او را درمان می کند؟ قران هم که طبیب دردهای انسان است همینطوراست اگر خوب قران را تلاوت وخوب معنی وتفسیر آنرا بدانیم اما به آن عمل نکنیم با اینکه با قران هستیم اما همچنان قران در مهجوریت است البته معنای فرمایش این بزگوار این نیست که به قرائت قران وزیبا تلاوت کردن آن بی توجه باشیم یا اینکه کسب علم برای بیشتر آموختن قران نداشته باشیم بلکه ایشان بارها در سخنرانی های خود بیان داشته اند که اینها مقدمه خوبی است اما نباید هدف همین خوب خواندن ویا خوب دانستن باشد در مقدمه نباید توقف کرد اینها مقدمه است وهدف تربیت وکمال انسان است خداوند بر توفیقات این عالم ربانی بیفزاید اگر خداوند به این بنده ناقابل خود توفیق در ادامه کار را بدهد انشاءالله این هدف منظور باشد.

 

درس پنجم ترجمه وترکیب سوره حجرات

ترجمه آیه1

بسم الله الرحمان الرحیم= بنام خداوند بخشنده مهربان

یا اَیُّهَاالذینَ امَنُوا لاتُقَدمُوا بَینَ یَدَیِ اللهِ ورَسُولِه وَ اتَقُوااللهَ اِنَّ اللهَ سَمیعٌ عَلیمٌ

یا=ای

ایها الذین=کسانی که

امنوا=ایمان آوردید

لا تقدموا= پیشی نگیرید

بین یدی الله=پیش روی خدا

ورسوله=وفرستاده اش

واتقوا الله=پرواکنید،بترسید

ان الله=همان،بدرستی خدا

سمیع=شنوا

علیم=دانا

است

ترکیب آیه1

یا= حرف ندا

ای= منادا

ها= حرف تنبیه

ایها= منادا

الذین=عطف بیان(عطف بیان تابعی است که متبوع خود را توضیح می دهد)

امنوا= فعل و(و)فاعل جمع مذکر ماضی

لا= حرف جزم(حرف جزم برسر فعل مضارع می آید وضمه در آخر فعل مضارع را ساکن وموجب حذف نون در صیغه هائی که به نون ختم می شوند به استثناء نون در فعل جمع مونث غایب وجمع مونث مخاطب می گردد.وفعل نهی به این صورت ساخته می شود که معنی نهی بازداشتن از کسی ازانجام کاری است صرف فعل نهی از مصدرمزید تقدم عبارت است

لا یُقَدِّم-لا یُقَدِّما- لا یُقَدِّمُوا----لاتقدم- لاتقدما-لایُقَدّمنَ

لاتقدم-لا تقدما- لا تُقَدِّمُوا----لا تقدمینَ -لاتقدما-لاتقدمنَ

لااُقدم—لانُقدم

لاتقدموا=فعل وفاعل آن(و)جمع مذکر مخاطب فعل مضارع ازمصدر تفعیل

بین= مفعول فیه

یدی= مضاف الیه

الله=مضاف الیه

و=حرف عطف

رسول=معطوف

ه= مضاف الیه

و=حرف عطف

واتقوا= فعل وفاعل( فاعل آن واو)جمع مذکر امرحاضر یا مخاطب

طرز ساختن فعل امر

فعل امر نیز چهارده صیغه دارد که شش صیغه آن امر غایب وشش صیغه امر حاضر ودوصیغه امر متکلم میباشد

درصیغه های امرغایب وامر متکلم حرکت ضمه به سکون یاجزم تبدیل می شودودرصیغه های تثنیه وجمع مذکر نون از آخر فعل مضارع حذف می گردد برای ساختن امر حاضر حرف (ت)ازاول شش صیغه حذف می کنیم اگر حرف بعد از(ت)ساکن باشد یک همزه به جای حرف(ت) می گذاریم اعراب همزه بستگی به عین الفعل یا یک حرف مانده به آخر فعل مضارع دارد اگرفتحه یاکسره باشد حرکت همزه کسره می شود واگر ضمه باشد حرکت همزه ضمه می گردد اعراب آخرین حرف مضارع همانند اعراب امر غایب ومتکلم می باشد به همزه ای که برای امر حاضر می آوریم همزه وصل می گویند اگر بعد ازحذف(ت)حرف بعد متحرک باشد دیگر نیازی به همزه نیست0

دستور به انجام کاری یادرخواست به انجام کاری از دیگری امر ودرمورد خداوند دعا نامیده می شود اگر امر ازشخص یااشخاص غایب یامتکلم باشد امرغایب یاامرمتکلم واگرازشخص یا اشخاص حاضرباشد امر متکلم نامیده می شود عکس امر نهی نامیده می شود یعنی از دیگری بخواهیم یا درخواست کنیم کاری را انجام ندهد.

صرف فعل امر ونهی ازمصدرذهب

لِیَذهَب=باید برود---لایَذهَب=بایدنروند

لِیَذهَبا=باید بروند---لایذهبا=بایدنروند

لِیَذهَبُوا=باید بروند---لایذهبوا=بایدنروند

لِتَذهَب= باید برود---لاتذهب=باید نرود

لِتَذهَبا=باید بروند---لاتذهبا=باید نروند

لِیَذهَبنَ=باید بروند---لایذهبن=باید نروند

 

اِذهَب=برو---لاتَذهَب=نرو

اِذهَبا=بروید---لاتذهبا=نروید

اِذهَبُوا=بروند---لاتذهبوا=نروید

 

اِذهَبی=برو---لاتذهبی=نرو

اِذهَبا=بروید---لاتذهبا=نروید

اِذهَبنَ=بروید---لاتذهبنَ=نروید

 

لِاَذهَب=باید نروم---لااذهب=بایدنروم

لِنَذهَب=باید نرویم---لانذهب=بایدنرویم

 اِنَّ=از حروف مُشّبههٌ بِالفِعل ،حروف مشبهه به فعل حروفی هستند که بر جمله اسمیه وارد می شوند وحالت نصب به مبتدا که در این صورت اسم انّ گفته می شود ،داده وحالت رفع به خبر می دهند که دربیت زیرتعداد آن آمده است

اِنَّ و-اَنّ -کَاَنّ –لَیتَ-لکِنّ-لَعّلَ---------ناصب اسمند ورافع درخبر

سمیع=اسم، اِنّ

علیم=خبر،اِنّ

یک نکته تفسیری در تفسیر المیزان منظوراز عبارت بین یدی را جلوهرچیزبیان کرده ومنظور آیه این است که درحکم کردن سبقت بر خدا ورسول نگیرید ونیز گفته شده که درهیچیک از امور دنیا وآخرت در گفتار واعمال برخدا ورسول پیش نیفتید

عزیزان برای حفظ آیه مذکور ابتدا به ذهن بسپارند که آیه با خطاب به مومنین شروع ودر بردارنده یک نهی ویک امر است.

 

 

  
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠
تگ ها :

ترجمه وترکیب سوره توحید(درس چهارم)

مقدمه درس چهارم

 بنام خدا:یکی از مواردی که در حفظ آیات قران از نظر نگارنده می تواند در تثبیت آیات موثر باشد حفظ هر سوره با شماره آیات می باشد البته اگر علاوه بر حفظ هر سوره با شماره آیه شماره صفحه وشماره اولین آیه صفحه نیز به ذ هن سپرده شود بهتر است ودر این حفظ بهتراست ازقران باخط عثمان طه که شروع صفحه با اول آیه وخاتمه صفحه هم با آخرآیه است استفاده کرد مثلا صفحه 3 سوره بقره با آیه 6شروع می شود وسوره حجرات از وسط صفحه 515اگر قبل از اینکه حفظ آیات را شروع کنیم 604 صفحه قران با خط عثمان طه رابه ترتیب حفظ کنیم در یادگیری آیات با شماره ها موثرتر در تثبیت می باشد مثلا صفحه 1سوره فاتحه و صفحه2تا صفحه49 سوره بقره، صفحه50تا 76 سوره آل عمران ،ونصف صفحه 515 وصفحه516 سوره حجرات وصفحه604 سوره توحید ،فلق وناس انشاءالله این روش در حفظ وتثبیت  با رعایت سایر شرایط دیگر موثر می باشد.

درس چهار

بسم الله الرحمن الرحیم

قل= بگو

هو= او

الله=خدا

یگانه

است= لفظی عربی ندارد ودر ترجمه جمله مبتدا

وخبر عربی به فارسی اضافه می شود

الله الصمد= خدا بی نیاز است

لم یلد=نه زاده است(فرزندی ندارد)

ولم یولد= ونه زائیده شده(فرزند کسی نیست)

ولم یکن=ونمی باشد

ل= برای

ه =او

له= برای

کفوا= همتایی

احد= دیگر

ترکیب سوره

قل= فعل وفاعل (فعل مفرد مذکر مخاطب)فاعل ضمیر مستتر انت

 هو=مبتدا(ضمیر منفصل مرفوع)

ضمایر منفصل مرفوعی

ضمایر جمع مکسر ضمیر است وضمیر کلمه ای که جای اسم  می نشیند و از تکرار آن جلوگیری می کند ضمایر منفصل مرفوعی جای مبتدا قرار می گیرد واز آنجا که مبتدا مرفوع می باشد به آن ضمیر منفصل مرفوعی می گویند ودر فارسی چون نقش فاعل ونهاد را بعهده می گیرد به آن ضمیر منفصل فاعلی می گویند که صرف فارسی آن 6 صیغه دارد که عبارتند از من- تو -او----ما -شما -ایشان که ترجمه این6 صیغه در عربی بلحاظ داشتن صیغه مشخص برای مذ کر ومونث وتثنیه غایب ومخاطب چهارده صیغه می شود که عبارتند از

هُوَ=او(مفرد مذکر غایب)

هُما=آن دونفر (تثنیه مذکر غایب)

هُم=ایشان(جمع مذکر غایب)

 

هِیَ=او(مفرد مونث غایب)

هُما=(تثنیه مونث غایب)

هُنّ=(جمع مونث غایب)

 

اَنتَ=تو(مفرد مذکر مخاطب)

اَنتُما=شما دونفر(تثنیه مذکر مخاطب)

اَنتُم=شما(جمع مذکرمخاطب)

 

 

 

اَنتِ=تو(مفرد مونث مخاطب)

اَنتُما= شما دونفر(تثنیه مونث مخاطب)

اَنتُنَّ=شما(جمع مونث مخاطب)

 

اَ نَا=من(متکلم وحده)

نَحنُ=ما(متکلم مع الغیریا جمع)

لازم به ذکر است که تشخیص مذکر ومونث در صیغه های تثنیه از مرجع ضمیر مشخص می شود ودر متکلم از رویت یا کلام او شایان ذکر است که ضمایر منفصل منصوبی نیز جهارده صیغه می باشد که با اضافه کردن کلمه ایا با یاء مشدد به اول ضمایر متصل به هر سه قسم کلمه ساخته می شود ونقش مفعول را در جمله دارند ودر فارسی به آخر همین معانی منفصل ضمایر(را )اضافه می شود

 ضمایر منفصل منصوبی که صرف چهارده صیغه آن عبارت است از

اِیّاهُ=اورا

اِیّاهُما=آن دو را

اِیّاهُم=ایشانرا یا آنهارا

 

 

 

اِیّاها=اورا

اِیّاهُما=آن دورا

اِیّاهُنّ= آنهارا

 

 

اِیّاکَ= تورا

اِیّاکُما=شما دونفررا

اِیّاکُم=شما را

 

اِیّاکِ=تورا

اِیّاکُما=شما دونفررا

اِیّاکُنّ-شمارا

 

اِیّایّ= مرا

اِیّانا=مارا

ادامه ترکیب

 الله= بدل

الاحد=خبرمبتدا

الله= مبتدا

الصمد=خبر

لم یلد=فغل وفاعل( فاعل ضمیرمستترهو)فعل لم یلد فعل جحد لم ازحروف جازم است وهر گاه بر سر فعل مضارع حرف لم در آید به آن جحد گویند وجحد به معنای انکارکردن است یعنی انجام فعل را منکر شدن که معنی مضارع را به ماضی منفی تبدیل مکند مانند لم یذهب =نرفته است لم از علامات جزم می باشد وجزم اختصاص به فعل دارد که در فعلهای مفرد اعم از مذ کر ومونث ومتکلم وحده ومتکلم مع الغیر علامت آن سکون است ودرفعلهای تثنیه وجمع مذکرعلامت آن  حذف نون است ودر حمع مونث علامت جزم در تقدیر است علامت جزم در عربی چهار حرف است که در این شعر آمده است

لم ولما لام امر لا نهی          چهار حرف جازمند مر فعل را

فعل کلمه مستقلی است که انجام دادن کاریا روی دادن حالتی را در زمان گذشته ،حال ،ویا آینده نشان می می دهدکه فاعل آن ممکن است معلوم باشد وممکن است مجهول باشد که اگر فاعل آن معلوم باشد به آن فعل معلوم واگر فاعل آن مجهول باشد به آن فعل مجهول  گفته می شود که اگر نفس فعل یا ساختار فعل به مفعول نیاز داشته باشد به آن فعل متعددی هم گفته می شود واگر به مفعول نیاز نداشته باشد به آن فعل لازم هم گفته می شود افعال مجهول را از افعال متعددی می سازند

مفعول اسمی است که فعل فاعل برآن انجام می پذیرد وفعل مجهول فعلی است که از فاعل سر زده وبه مفعول رسیده اما فاعل آن نامعلوم است در عربی و فارسی فعل از مصدر ساخته می شود تعریف مصدر هم تعریف فعل است بدون زمان در عربی مصدر اوزانی دارد ودر فارسی علامت آن دن-وتن به اول شخص فعل گذشته است که انجام کار یا روی دادن حالتی را برساند رفتن ،آمدن ،خوردن ،بردن ، ازرفتن و آمدن فعل لازم ساخته می شود زیرا فعل با فاعل معنی آن کامل می شود مثلا علی آمد یا می آید یا رفت یا می رود کسی که این جمله را می شنود دیگر منتظر کلام دیگری نیست اما در فعل علی خورد وعلی برد در این فعلها شنوده منتظر است  که ببیند علی چه را خورده آن چیزی که علی خورده ویا آن شخص یا آن چیزی که علی برده است مفعول جمله است مثلا علی میوه را خورد در این جمله علی فاعل میوه را مفعول وخورد فعل جمله است که اگر بخواهیم این جمله را مجهول کنیم می گوئیم میوه خورده شد که چون در این جمله مفعول جمله جای فاعل که علی است نشسته به آن نائب فاعل می گویند در فارسی صرف فعل یعنی تغییر شکل دادن آن بر اساس فاعل های آن است اعم از ماضی که منظور ازآن انجام فعل در زمان گذشته ومنظور از مضارع انجام فعل در زمان حال وآینده است از مصدر رفتن صرف فعل ماضی ومضارع به شرح ذیل است

 زمان گذشته(ماضی)

رفتم رفتی رفت رفتیم رفتید رفتند

زمان حال وآینده(مضارع)

می روم- می روی- می رود-می رویم- می روید- می روند

 

 

در صرف عربی چون در فعلهای غایب ومخاطب برای فعلها مذکر ومونث در مفرد وتثنیه وجمع دارد صرف عربی آن اعم از ماضی ومضارع چهارده صیغه می شود که حفظ آن به شکل زیر برای تمام فعلها به عنوان یگ قالب توصیه موکد می شود

 

 

فعل ماضی از مصدر ذهب

ذَهَبَ =رفت (مفرد مذکر غایب)

ذَهَبا= رفتند( تثنیه مذکر غایب)

ذَهَبُوا= رفتند(جمع مذکر غایب)

 

ذَهَبَت=رفت(مفرد مونث غایب)

ذَهَبَتا= رفتند آن دوزن(تثنیه مونث غایب)

ذَهَبنَ=رفتند(جمع مونث غایب)

 

ذَهَبتَ=رفتی(مفرد مذکر مخاطب)

ذَهَبتُما=رفتید(تثنیه مذکر مخاطب)

ذَهَبتُم=رفتید(حمع مذکر مخاطب)

 

 

ذَهَبتِ= رفتی(مفردمونث مخاطب)

ذَهَبتُما=رفتید(تثنیه مونث مخاطب)

ذَهَبتُنّ=رفتید(جمع مونث مخاطب)

 

 

ذَهَبتُ=رفتم(متکلم وحده)

ذَهَبنا=رفتیم(متکلم مع الغیر)

 

صرف فعل مضارع ازمصدر ذهب

یَذهَبُ=می رود(مفرد مذکر غایب)

یَذهَبانِ =می روند

یَذهَبُونَ=می روند

 

تَذهَبُ=می رود(مفردمونث غایب)

تَذهَبانِ= می روند

یَذهَبنَ=می روند

 

 

تَذهَبُ=می روی(مفرد مذکر مخاطب)

تَذهَبانِ=می روید

تَذهَبُونَ=می روید

 

تَذهَبینَ=می روی(مفرد مونث مخاطب)

تَذهَبانِ=می روید

تَذهَبنَ=می روید

 

اَذهَبُ=می روم(متکلم وحده)

نَذهَبُ=می رویم

تاکنون ضمایر منفصل مرفوعی ومنصوبی وضمایر متصل به هرسه قسم کلمه گفته شد وفقط ضمایر متصل فاعلی بیان نشده که این ضمایر به بعضی از صیغه های فعل ماضی ومضارع وامرمتصل می شود وفاعل فعل میباشد که درفعل ماضی

درتثنیه غایب ذهبا وذهبتا  فاعل(ا)

در جمع مذکرغایب ذهبوافاعل(و)

درجمع مونث غایب فاعل(ن)

در شش صیغه مخاطب ودو صیغه متکلم به ترتیب

تَ-تُما -تُم ---تِ -تُما -تُنّ --تُ -نا فاعل می باشندکه به انتهاء فعل ذهب متصل می گردد که صرف آن ذکر شد ودر فعل مضارع صیغه های غایب همان علامتهای فعل ماضی فاعل می باشند ودر تثنیه وجمع مذکروجمع مونث مخاطب نیز همان علامتهای فعل غایب بعلاوه (ی) درمفرد مونث مخاطب فاعل می باشند در مفرد مذکرومونث غایب فعل  اگر فاعل فعل ماضی ومضارع  اسم ظاهر نباشد ضمیر منفصل مستترهو برای مذکر وهی برای مونث میباشد از این جهت که فاعل آنها می تواند اسم ظاهر باشد استتار ضمیر را استتار جایزمی دانند اما در فعل مضارع مفرد مذکر مخاطب ضمیر(انت) ودرمتکلم وحده ضمیر(انا) ودرمتکلم مع الغیرضمیر(نحن) که چون نمی تواند اسم ظاهر باشد استتار ضمیر رااستتار واجب می دانند

لم یولد=فعل ونائب فاعل( فعل مجهول)نائب فاعل ضمیرمستتر هو

و=حرف عطف

لم یکن=فعل جحد وناقصه) افعال ناقصه نیازمند به اسم وخبرند که اسم آنها مرفوع وخبر آنها منصوب می باشند

له= جارومجرور

کفوا=خبرمقدم فعل ناقصه لم یکن

احد=اسم موخرفغل لم یکن

از مباحثی که نیازمند توضیح در ساختار بود فعل امر بود که به علت طولانی شدن مباحث درس چهارم به درس بعد واگذار می شود.

پایان درس چهارم

  
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٢
تگ ها :

ادامه سوره فاتحه با ترجمه وترکیب (درس سوم)

مقدمه درس سوم

بنام خدا:در حفظ برتر آیات قران نگارنده به دو مورد بیش از سایر موارد تاکید داشته یکی حفظ به همراه حفظ ترجمه ویا مفهموم کلمات ودیگری نقش کلمه در جمله که از آن به ترکیب آیات ذکر شده است البته برای اینکه  مطلب طولانی نگردد از تجزیه یا ساختار کلمه ذکری به میان نیامده است،البته در افعال به حد ضرورت بیان می شود اما اگر کسی بخواهد با درسهای ما همراه باشد آیا لازم است که در مسائل عربی یا به عبارتی ترکیب آیات همراه باشد؟از نظرنگارنده چنانچه برای یادگیرنده سخت باشد یا علاقمند به آن نباشد حتمی و لازم نیست اما یاد گیری معنای فارسی لغات ضروری است واین یاد گیری حداقل استفاده آن این است که یک کلمه ممکن است دهها وحتی بعضا صدها بار درآیات کریمه قران تکرار شده باشد که وقتی معنی در ذهن تثبیت شود دیگر لازم نیست برای فهم کلمه به ترجمه مراجعه کند با بیان کلمه عربی همزمان معنی فارسی آن در ذهن تداعی می گردد وچون زبان عربی زبان فصیحی است که خداوند آنرا ایجاد و وحی خود را با آن بیان داشته است علاوه بر اینکه تلفظ آن موجب نشاط است فهم کلام همراه با این تلفظ نشاط را افزون می کند در ارتباط با ترجمه کلمات حداقل به چند ترجمه قران وبعضا به کتب لغات مراجعه می گردد ودر بیان ترکیب آیات علاوه بر مراجعه به کتابهای عربی کتاب معجم اعراب الفاظ القران الکریم نوشته دکتر محمد سید طنطاوی که صرفا در مورد ترکیب آیات قران است جهت بهره برداری مورد ملاحظه قرار می گیرد لازم به ذکر است که پس از پایان سوره فاتحه وسوره توحید حفظ با سوره حجرات  که نکات اخلاقی بسیاری در آن هست شروع می شود.

 

-درس سوم

ا- ترجمه لغات درس سوم

الرحمن=بخشنده

الرحیم= مهربان

مالک=مالک،صاحب

یوم=روز

الدین جزا(قیامت)

ایاک= تورا

نعبد=می پرستیم

نستعین= کمک می خواهیم

اهد= هدایت کن

نا= مارا

صراط= راه

مستقیم= راست

صراط=راه

الذین=آنان که،کسانی که

انعمت= نعمت دادی

علی =بر هم=ایشان-علیهم=برایشان

غیر=نه،غیراز

المغضوب=خشم گرفته

علیهم= بر ایشان

ولا=ونه

الضالین گمراهان

2-ترکیب آیات درس سه

الرحمن=صفت الله مجرور به تبعیت

الرحیم= صفت الله مجرور به تبعیت قبلا دردرس اول گفته بودیم که صفت تابع حرکت موصو در اعراب آخر کلمه آن می باشد

مالک= صفت الله مجرور به تبعیت ومضاف(کلمه ای که به کلمه دیگر اضافه می شود اولی را مضاف ودومی را مضاف الیه گویند

یوم=مضاف الیه

الدین= مضاف الیه

ایاک= ضمیر منفصل مفعولی مفعول به فعل نعبد

نعبد فعل متکلم مع الغیر فعل وفاعل که فاعل آن ضمیر مستترفاعلی نحن می باشد

ایاک=ضمیر منفصل مفعولی

 نستعین= متکلم مع الغیر فعل وفاعل که فاعل آن ضمیر مستترفاعلی نحن می باشد

اهد فعل امر مفرد مذکر مخاطب فعل وفاعل که فاعل آن ضمیر مستتر فاعلی انت می باشد

نا ضمیر متصل مفعولی می باشد ضمیر متصل مفعولی به آخر فعل متعدی متصل می شود ومفعول فعل مقدم می باشد ضمایر متصل مفعولی چهارده نوع هستند که چنانچه به اسم متصل شوند مضاف الیه می باشند برای مثال ه برای مفرد مذکرمعادل فارسی آن در اتصال به فعل(ش-اورا)مانند ضربه= زدش یا زد اورا ودر اتصال به اسم(ش- او) مانند کتابه=کتابش یا کتاب او ضمیرهای متصل چنانچه به حروف های جاره متصل شوند به آنها جار ومجرور می گویند لذا می توان گفت که ضمایر متصل به هر سه قسم کلمه، که بسیار در ترجمه به فارسی کاربرد دارد عبارتند از

ه(مضمومه)= ضمیرمفرد مذکر غایب (فارسی ش-او-اورا)

هما= ضمیرتثنیه غایب مشترک درلفظ بامونث (شان-ایشان- ایشان را)

هم=ضمیرجمع مذکر غایب(شان-ایشان- ایشان را)

ها=مفرد مونث غایب (ش-او-اورا)

هما=تثنیه غایب مشترک درلفظ بامذکر (شان-ایشان-ایشان را)

هن(باضمه ه)=ضمیرجمع مذکر غایب(شان- ایشان- ایشان را

 

ک(مفتوحه)=ضمیرمفردمخاطب (ت-تو-تورا)

کما= ضمیرتثنیه مخاطب  مشترک در لفظ بامونث(تان-شما- شما را)

کم(با ضمه کاف)=ضمیرجمع مذکر مخاطب (تان- شما- شمارا)

ک(مکسوره)-ضمیر مفرد مونث مخاطب(ت- تو- تورا)

کما=ضمیر تثنیه مخاطب مشترک در لفظ بامذکر(تان-شما- شما را

کن (با ضمه کاف)=ضمیرجمع مونث مخاطب(تان-شما-شما را)

 

ی= ضمیر متکلم وحده(م-من-مرا)

نا=ضمیر متکلم مع الغیر(مان-ما-مارا

 

الصراط=مفعول دوم فعل اهد

المستقیم=صفت صراط

صراط=بدل ومضاف

الذین= مضاف الیه

انعمت= فعل ماضی-فعل وفاعل فاعل ضمیر متصل فاعلی(ت)

علیهم= مرکب از علی وهم جار ومجرور

غیر= بدل ومضاف

المغضوب اسم مفعول مضاف الیه

و= حرف عطف

لا=حرف نفی

الضالین= معطوف

 

  
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥
تگ ها :

ادامه ترجمه وترکیب سوره فاتحه(درس دوم)

مقدمه درس دوم

 بنام خدا:یک حافظ قران نیت وانگیزه خود را برای حفظ کلام وحی می بایست خالص برای خدا کند و نهایت سعی خود را باید در اجتناب ازحفظ قران برای  امور مادی دنیا مثلا برای شرکت در مسابقه وبردن جوایز ویا امتیازدراستخدام ویا مدرک تحصیلی ویا بدست آوردن شهرت و .... بنماید البته اگر بتواند درکنار نیت خالص اهداف مادی فوق را برای عظمت واعتلای کلام وحی در نظر داشته باشد مانعی ندارد اما کاری است بس دشوار وبه تمرین ومراقبت زیاد درکسب تقوا نیاز است وتوفیق درکسب تقوا ونیت خالص را باید مدام از خداوند درخواست کند همانطور که درانتهای بسیاری از آیات قران آمده است قران برای تدبر،تذکر،تعقل ،تفکر وتدکر(پند گرفتن )برای تربیت مسلمانان دررسیدن به کمالات انسانی است ویک حافظ قران علاوه بر اینکه غرضش از حفظ مانوس شدن با کلام وحی باید باشد باید خود را مخاطب آیات قران دانسته ودرعمل به فرامین ودستورات الهی ذکرشده درقران بکوشد وابتدا خود را با کلام خدا تربیت کند وسپس در تربیت افراد جامعه بکوشد اگر چنین باشد خدا را یاری کرده و وعده حتمی خدا هم یاری کردن اوست ان تنصرالله ینصرکم ویثبت اقدامکم( ای کسانی که ایمان آورده ایداگر خدا را یاری کنید خدا هم شما را یاری می کند وقدمهای شما را ثابت می گرداند) آیه7 سوره محمد(ص)      

درس دوم

 الحمد لله رب العالمین

1- ترجمه لفظی آیه

الحمد= ستایش

ل= برای،مخصوض

الله=خدا

رب= پروردگار

جهان،جهانیان

(است) برای آن لفظ عربی نیست ودر ترجمه فارسی جمله اسمیه آورده می شود

2-ترکیب آیه

الحمد= مبتدا ومرفوع وعلت رفع معنوی ویا استعمال عرب زبانان

ل= از حروف جاره

الله اسم مجرور وعامل جر لام جاره که در اتصال به لام همزه آن حذف شده است

رب= صفت الله مجروروعلت جر تبعیت از موصوف

العالمین= مضاف الیه ومجرور علت جرمضاف الیه بودن که مربوط به استعمال عرب زبانان می باشد علامت جر ین با مفتوح نمودن نون آن لازم به ذکر است که علامت رفع در اسم جمع مذ کر سالم مانند عالمون و مسلمون ومومنون (ون) با مضمون شدن واو ومفتوح شدن نون آن می باشد وعلامت نصب وجر با (ین) که یای آن مکسور ونون آن مفتوح می باشد که حالت نصب .جری اسماء فوق عالمین ومسلمین ومومنین مباشد اسم عالمین بافتحه لام که جمع مذ کر نمی باشد ازاسمائی است که ملحق به جمع مذکر سالم در اعراب می شود شایان ذکر است تثنیه یامثنای اسمهای مفرد مذکر در حالت رفع با (ان)الف ونون مکسوره ودرحالت نصب وجر با(ین)ب یای ساکن ونون مکسوره می باشد لذا اسمهای فوق در حالت رفع برای اسمهای تثنیه عالمان ومسلمان ومومنان باکسره نون آخر آن وعالمین ومسلمین ومومنین باکسره نون در حالت نصب وجر

می باشد .پایان درس دو

 

  
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد ; ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٢
تگ ها :

سوره فاتحه باترجمه وترکیب

  مقدمه :بنام خدا نامگذاری این وبلاگ به حفظ بهتر قران از این جهت بوده است که در هنگام حفظ وپس ازحفظ آنچه برای تثبیت حفظ مهم واساسی است این است که حافظ معانی آیاتی را که حفظ نموده است به خوبی بداند و آشنائی باتجزیه وترکیب هم در فهم صحیح لفظ قران به وی کمک می کند  وهم موجب آن می گردد که اعراب کلمات  را صحیح ادا کند  این دو نکته  از برترین نکاتی است که اساتید حفظ قران بیان می دارند ودر این وبلاگ سعی نگارنده براین است که این دونکته مهمتر درحفظ را در حد بضاعت علمی خود رعایت کند وسعی بر این است که بامدد وتوفیق الهی بهتر باشد و از این جهت نام وبلاگ حفظ بهتر قران نامگذاری گردید  شایان ذکر است که در تجز یه وترکیب هم سعی خواهد شد در حد آشنائی با اعراب جهت حسن حفظ باشد بدیهی است که علاقمندانی که بیشتر می خواهندبا کلام وحی آشنا گردند باید در کلاسهایی عربی حوزه علمیه شرکت کنند در این وبلاگ از نظرات اساتید محترم قران استقبال می گردد امیدکه این اندک مورد رضایت خدای مهربان قرار گیرد ومن الله توفیق

درس اول

بسم الله الرحمن الرحیم 

بسم = بنام-الله=خدا’خداوند-الرحمن=بخشاینده-الرحیم =مهربان

آخرین حرف هر کلمه درعبارت فوق به کسره ختم می شود علت کسره بسم (ب )حرف جر می با شد وحروف جاره حروفی هستند که بر سر اسمهای معرب حرف آخر را کسره دار می کنند

حروف جاره در عوامل منظومه در کتاب جامع المقدمات چنین بیان شده است

با وتا وکاف و لام و واو منذ و مذ خلا

رب حاشا من عدا فی عن علی حتی الی

اسم معرب در اسمهای مفرد وجمع مکسرصحیح الاخر(منظور از صحیح الاخر آن است که حرف آخر آن از حروف عله { وای } نباشد)،آخرین حرف آنها اعراب ضمه وتنوین ضمه (صدای ضمه به همراه  صدای نون ساکن)  صدای فتحه وتنوین فتحه(فتحه به همراه صدای نون ساکن) وصدای کسره وتنوین کسره(کسره به همراه صدای نون ساکن)اسم معرب به دو صورت ظاهرمی گردد، یا بالف لام(ال) در ابتدا یا بدون ال با تنوین سه گانه در آخرین حرف که در زمانی که با(ال) باشد تنوین نمی پذیرد و وقتی اسم با ضمه یا با ضمه وتنوین باشد به این حالت رفع واسمی که چنین حالتی را می پذیرد مرفوع گفته می شود اسم در حالتهای فاعل ونائب فاعل ومبتدا وخبر وپنج مورد دیگر مرفوع میگردد واسم در 12مورد فتحه یا فتحه با تنوین می پذیرد که به چنین حالتی نصب واسمی که چنین حالتی رامی پذیرد منصوب گفته می شود که مهمترین آنها مفعول به وله وفیه ومعه ومفعول مطلق،حال ،تمیز ومستثنی وچهار مورد دیگر می باشد .واسمی که کسره یا کسره با تنوین را می پذیرد به چنین حالتی جر وبه اسمی که جر می پذ یرد مجرور گفته می شود اسم فقط یک حالت مجرور است زمانی که مضاف الیه واقع شود که دراین حالت نیز گفته می شود مضاف الیه به واسطه حرف جر در تقدیر مجرور می گردد مانند غلام زید که در تقدیر غلام لزید بوده است از امام علی علیه السلام منقول است که حالات اسم ر ا به صورت خلاصه چنین بیان فرمودند کل فاعل مرفوع ،کل مفعول منصوب وکل مضاف الیه مجرور در عبارت بسم الله الرحمن الرحیم بسم (ب)حرف جراسم مجرور ومضاف(حالت اسمی است که به اسم دیگر اضافه می شود واز حیث اعراب آخرین حرف بستگی به حالتی است که در جمله دارد مثلا می تواند فاعل یا مفعول واقع شود ،مضاف الیه از اضافه شدن به مضاف به آن مضاف الیه گفته می شود در عبارت فوق مضاف الیه موصوف نیز می باشد که الرحمن والرحیم صفت هردو صفت برای موصوف یعنی (الله) می باشد  که اعراب صفت بستگی به اعراب موصوف دارد واز آن تبعیت می کند. پایان درس اول

  
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۸
تگ ها :